تبليغاتX

.:::: Free Download ::::.

Software Full Version - Best Music Portal - Wallpapers - Direct Download Movies - Mobile Tools








تجاوز +18 

اگه جنبه نداری کلیک نکن و گرنه ...................

اینجا کلیک کن

مطلبی بود ازمهدی | لینک این مطلب | مرتبط با: معرفی سایت های جالب |

بدنبال عشق 

گروه مهو و کار جدید

بعد از یک ماه یک آهنگ شاد دیگه !!!!!

آهنگ جشن با کیفیت 64

 

مطلبی بود ازمهدی | لینک این مطلب | مرتبط با: Mp3 Download - Music Portal |

بدنبال عشق 

داره کم کم آلبومشون کامل میشه !

این هم آخرین کار گروه مهو که همین دو روز پیش به پایان رسد

دانلود کنید و نظرتونو بگین

آهنگ تک و تنها با کیفیت 64

برخلاف اسمش این ترانه شاده !!!!

مطلبی بود ازمهدی | لینک این مطلب | مرتبط با: Mp3 Download - Music Portal |

تجاوز سه مامور پلیس به یک دختر 16 ساله در ورامین 

ماجرا آنقدر وحشتناك است كه  باور نكردنش در اولين ثانيه پس از شنيدن امري كاملاً طبيعي باشد. تجاوز سه مأمور نيروي انتظامي به يك دختر فراري كه براي نجات خودش به آنها پناه برده چيزي جز علامتي كه سقوط اخلاقي يك جامعه را نشان مي دهد نيست. وقتي حسین خاني خبرنگار حوادث روزنامه ايران ماجرا را برايم تعريف كرد مو بر تنم راست شد. داستان خيلي ساده است و در عين حال تكان دهنده. دختري 16 ساله در شهرستان ورامين از خانه فرار مي كند و به خانه دوستش پناه مي برد. دوست هم سن و سالش بعد از صحبت فراوان دخترك را راضي مي كند كه به خانه برگردد. اما پدر و مادر دخترك از پذيرشش سر باز مي زنند. دخترك به پليس پناه مي برد و به آنها زنگ مي زند. ماموران پليس بجاي پناه دادن به دخترك تا صبح به او تجاوز مي كنند. شرم آور است. شرم آور. یکشنبه هفته آینده دادگاه اين سه مامور در شعبه 72 دادگاه كيفري برگزار مي شود. ممكن است بپرسيد چطور اينقدر سريع محاكمه اين سه نفر برگزار مي شود. سئوال خوبيست. جواب البته مشخص است. مسئله مسئله تجاوز به عنف است. بايد ديد آيا براي اين ماجراي تلخ و دردناك كسي سينه چاك مي كند؟ يا نه. ماجرا مثل حادثه دانشگاه كرمانشاه با سكوت برگزار مي شود. راستي كدام مهمتر است. كنترل حجاب مردم يا كنترل خودمان؟
مطلبی بود ازمهدی | لینک این مطلب | مرتبط با: |

جزیره خضرا 

تا حالا در مورد جزیره خضرا چیزی شنیدی؟

برای آشنائی بیشتر کلیک کن

مطلبی بود ازمهدی | لینک این مطلب | مرتبط با: معرفی سایت های جالب |

 

 

السلام علیک یا صاحب الزمان (عج)

لعنت خدا بر قاتل حضرت زهرا (س)

 

مطلبی بود ازمهدی | لینک این مطلب | مرتبط با: |

13 دلیل !!! 

 
13 reason for ...
 
مطلبی بود ازمهدی | لینک این مطلب | مرتبط با: |

دست و عکس 

با دست چه کارهائی که نمیشه کرد !!!! ....... کلیک کن
مطلبی بود ازمهدی | لینک این مطلب | مرتبط با: معرفی سایت های جالب |

مزایای مجرد زیستن 

اگه همه بابت مجرد بودنت توی سرت میزنند .... کلیک کن
مطلبی بود ازمهدی | لینک این مطلب | مرتبط با: معرفی سایت های جالب |

تفاوتها و شباهتهای ایران و آمریکا 

تفاوت ها
آمريکا با ايجاد آزادی اخلاقی کاری کرده است که مردم به فساد و فحشا روی بياورند اما جمهوری اسلامی از طريق محدوديت اخلاقی کاری کرده است که مردم به فساد و فحشا روی می آورند

دولت آمريکا از روشنفکران خودش بدش می آيد، اجازه می دهد آنها حرفشان را بزنند اما کاری می کند که هيچکس حرف آنها را نشنود، جمهوری اسلامی هم از روشنفکران خودش بدش می آيد، جلوی حرف زدن آنها را می گيرد، اما همه حرف آنها را می شنوند

در ايران اول قدرت سياسی پيدا می کنند بعد پولدار می شوند، در آمريکا اول پولدار می شوند بعد قدرتسياسی پيدا می کنند

رئيس جمهور آمريکا يک گاوچران بيسواد است، اما کشورش پيشرفت علمی می کند، رئيس جمهور ما يک فيلسوف است اما پيشرفت علمی نمی کنيم

ما گذشته مان عظيم است، حال مان خراب است و آينده مان نامعلوم است. آنها گذشته شان نامعلوم است، حال شان بد نيست و آينده شان مشخص است

مردم ما در جريان ريز و درشت اخبار جهان هستند ولی نقشی در حکومت ندارند، اما آمريکاييها در جريان مسائل کشور خودشان هم نيستند ولی نقش تعيين کننده در سرنوشت شان دارند

در آمريکا گروهی عظيم با فکر کردن يک کشور بزرگ را اداره می کنند. و در کشور ما گروهی عظيم با فکر کردن جلوی اداره يک کشور بزرگ را می گيرند

در آمريکا هرکس کار جديدی بکند يا فکر تازه ای داشته باشد خوشبخت می شود، در ايران هر کس کار جديدی بکند يا فکر تازهای به سرش بزند بيچاره می شود

آمريکا کشور فردگرايی است اما همه چيز با سيستم اداره می شود، در کشور ما فردگرايی ممنوع است، هيچ سيستمی هم وجود ندارد

در آمريکا هر کسی هر غلطی بخواهد می کند دولت هم کاری به کارش ندارد، در ايران حکومت هر غلطی خواست می کند، کسی هم کاری به کارش ندارد

شباهتها
در هر دو کشور رئيس جمهور هيچ کاره است

هر دو کشور برای بقای خود به يک يا چند دشمن احتياج دارن

هر دو کشور دوست دارند در مسائل کشورهای ديگر دخالت کنند، يکی زورش می رسد، يکی نمی رسد

درهر دو کشور مردم در حال خوشگذرانی اند، در يکی دولت از اين موضوع ناراحت است، در يکی خوشحال است

در هر دو کشور رسانه ها در شکل دادن به افکار عمومی نقش دارند. در آمريکا اين رسانه ها وجود دارند اما در ايران اين رسانه ها مدتهاست نابود شده اند

مردم ايران و مردم آمريکا از خارجی ها خوششان می آيد، با اين تفاوت که ايرانی ها خارجی ها را در خارج از کشورشان می بينند، اما آمريکايی ها خارجی ها را در کشور خودشان می بينند

در هر دو کشور رسوايی اخلاقی يک اسلحه سياسی عليه مخالف است، با اين تفاوت که در آمريکا رسوايی اخلاقی باعث محبوبيت در کوتاه مدت می شود، در ايران در دراز مدت

هر دو حکومت با تبليغات اداره می شوند، اما يکی شان تبليغات را بلد است، ديگری بلد نيست

هر دو کشور متکی به تلويزيون هستند، در يکی تلويزيون هيجان انگيز است و در ديگری نفرت انگيز

در هر دو کشور مردم اعتقادات دينی دارند، در يکی مردم می خواهند بروند بهشت، اما در ديگری حکومت به زور قصد دارد همه را به بهشت بفرستد

 
 
نويسنده : ابراهيم نبوي
مطلبی بود ازمهدی | لینک این مطلب | مرتبط با: باحالترین جوکها و sms |

عکس 

برو عکسها رو ببین .....  کلیک کن
مطلبی بود ازمهدی | لینک این مطلب | مرتبط با: معرفی سایت های جالب |

سلامتی و سکس 

این هم یک مقاله آموزشی .....  کلیک کن
مطلبی بود ازمهدی | لینک این مطلب | مرتبط با: معرفی سایت های جالب |

عصبانیت 

اگه خیلی زود عصبانی میشی و اعصابت زودی داغون میشه .... و داری از دست این اعصاب جون به لب میشی .....

   کلیک کن

 

مطلبی بود ازمهدی | لینک این مطلب | مرتبط با: معرفی سایت های جالب |

کچلها بخونند !!!! 

خیلیها از جمله شما ممکنه این مشکل را داشته باشید  ریزش مو 

پس .... کلیک کن !

مطلبی بود ازمهدی | لینک این مطلب | مرتبط با: معرفی سایت های جالب |

چرا ناراحتی؟ 

چون میدونم همیشه ممکنه یه بازدیدکننده ناراحت و اعصاب خرد شده داشته باشیم .....

چند تا جوک و اس ام اس میذارم تا حال کنین !!! ..... البته ۱۸+ هم داره !!!

 

کلیک کن

مطلبی بود ازمهدی | لینک این مطلب | مرتبط با: باحالترین جوکها و sms |

این هم از فیلتر 

صبح اومدیم به این وبلاگ لعنتی سر بزنیم دیدیم آخ جوووون   فیلتر شدیم اساس !!!

حالا رفتیم کلی جلوی بروبچ و رفیق و آشنا کلاس گذاشتیم که : بعله ماهم به جمع آدمها پیوستیم و ما رو هم فیلتر کردن .... ببین چقدر کلفت شدیم !!!!

حالا شب میبینم مشکل از جای دیگه ای بوده و حسابی خیط شدیم !!!  ... به هر حال هنوز توی این وبلاگ چیزی مینویسیم و رضا مثل اینکه خیلی زود تصمیم به تعویض گرفته !!! 

مطلبی بود ازمهدی | لینک این مطلب | مرتبط با: |

جوک و اس ام اس 

اگه دوست داری کمی بخندی روی ادامه مطلب کلیک کن !!

 

                                            کلیک کن دیگه !

مطلبی بود ازمهدی | لینک این مطلب | مرتبط با: |

چقدر شبیه خودت میشوی وقتی :  

چقدر شبیه خودت میشوی وقتی :

ادامه مطلب

مطلبی بود ازمهدی | لینک این مطلب | مرتبط با: |

 

شهادت مولای انسانیت حسین ابن علی بر شما تسلیت باد

مطلبی بود ازمهدی | لینک این مطلب | مرتبط با: |

حقایق به درد نخور 

 

این مطلب را از وبلاگ جفنگ دزدیدم و اینجا گذاشتم

 

من فکر می کنم موضوع حقایق روزمره بدرد نخور یکبار قبل از این در مجله 40 چراغ مورد بررسی قرار گرفته بود و نمونه هایی از آن ذکر شده بود. حقایقی که گرچه می توانند جذاب باشند, اما عملا هیچ فایده ای برای خوانندگان ندارند. به هر حال برای انسان های امروزی بعضی اوقات همین حقایق جالب و بی فایده از بسیاری از حقایق نه چندان جذاب ولی با فایده مهمترند. نمونه ای از این حقایق رو در پایین می نویسم. شاید در آینده هم اصلا یک بخش مجزا از وبلاگ رو به همین مسئله اختصاص بدم.

1. تنها 55 درصد مردم امریکا می دانند که خورشید یک ستاره است.

2. در هر سه دقیقه یک انسان روی کره زمین اعلام می کند که بشقاب پرنده دیده است.

3. قبل از سال 1941 اثر انگشت به عنوان مدرک در دادگاه پذیرفته نمی شد.

4. در طراحی خانه بیل گیتس از کامپیوتر های مکینتاش استفاده شده است.

5. در بین ایالت های امریکا بیشترین درصد افرادی که با پیاده روی به محل کار خود می روند, ایالت آلاسکاست.

6. ده درصد درآمد سالانه روسیه از طریق فروش ودکا بدست می آید.

7. در هر روز تقریبا نیمی از جمعیت امریکا در حال رژیم گرفتن هستند.

8. در ایالت میشیگان زنان بدون اجازه شوهران خود نمی توانند مو هایشان را کوتاه کنند.

9. یک هواپیما کوچک می توانند بصورت معکوس و به عقب نیز پرواز کند.

10. بیش از 50 درصد مردم جهان تا به حال نه با کسی از طریق تلفن حرف زده اند و نه کسی به آنها زنگ زده است.

11. بومیان امریکا از پرداخت مالیات در زمین های خود معاف هستند.

12. از هر سه نفری که توسط مار ها نیش زده می شوند یک نفر مست هستند و از 5 نفر که نیش زده می شوند, یک نفر دارای خالکوبی در بدن خود هستند.

13. یکی از مواد تشکیل دهنده دینامیت بادام زمینی است.

14. پارچه کتان در زمان خیس بودن, سختر و مقاوم تر است.

15. پیژامه در هندوستان به عنوان یک لباس پوشیدنی مرسوم در بیرون از خانه شناخته می شود.

16. وال مارت در هر 7 دقیقه 3 میلیون دلار به درآمدش اضافه می شود.

17. بطور متوسط یک انسان در طول زندگی خود در حدود 44 پوند گرد و خاک را تنفس می کند.

18. در لاس وگاس سالانه 25 میلیون دلار صرف برگزاری نمایش های لپ دنس (نوعی رقص) می شود.

19. یک کوسه از طریق شنیدن ضربان قلب طعمه خود(ماهی) را پیدا می کند.

20. ماهی قزل آلا می تواند پرش هایی به ارتفاع 6 فوت داشته باشد.

21. سیب بیشتر از کافئین(مثلا در قهوه) برای بیدار نگه داشتن افراد در صبح زود لازم است.

22. در ایالت اوهایو دادن بسته شیرینی با وزن بیش از 50 پوند به کسی غیر قانونی و جرم محسوب می شود.

23. بچه کروکودیل های متولد شده دارای کروموزوم های جنسی نیستند. بسته به دمای محیطی که تخمی که در آن قرار داشته اند, جنسیت آنها مشخص می شود.

24. نمایش کارتون مشهور دونالد داک در فنلاند به علت آنچه نپوشیدن زیر شلواری توسط این شخصیت کارتونی اعلام شده بود, ممنوع شد.

25. اگر فردی به جای حرکت در پیاده رو در یک مسیر سخت و کثیف حرکت کند, 7درصد بیشتر کالری می سوزاند.

26. گفته می شود که باغبانی بهترین کار برای سالم نگه داشتن سلامتی استخوان هاست.

27. نوعی ماهی به نام آبنوس در گلوی خود دندان در می آورند.

28. فندق برزیلی پیش از نامیده شدن کشور برزیل به نام "برزیل" به این نام خوانده می شده است.

29. فندک قبل از کبریت اختراع شده است.

30. کانادا, هالی فاکس و نوادا بیشترین تعداد بار (نوعی رستوران) به نسبت جمعیت را در سرتاسر دنیا دارند.

31. در امریکا میزان فولاد استفاده شده در تهیه تشتک در بطری های نوشابه بیشتر از فولاد بکار رفته در تهیه بدنه اتوموبیل هاست.

32. خرچنگ دریایی یخ زده پس از گرم شدن و آب شدن یخ هایش می تواند به زندگی برگردد(دوباره زنده شود).

33. یک تانکر بزرگ که کاملا پر باشد و در حال حرکت با سرعت عادی باشد, حداقل به بیست دقیقه زمان برای متوقف شدن احتیاج دارد.

34. هر کسی کشتن شدن توسط چوپ پنبه شامپاین را به کشته شدن توسط یک عنکبوت سمی ترجیح می دهد.

35. یک لامپ 75 وات بیشتر از سه لامپ 25 وات نور تولید می کند.

 

راستی به نظر شما کدامیک یک از این حقایق بدرد نخور جذابتر بود؟


مطلبی بود ازمهدی | لینک این مطلب | مرتبط با: جالبترین سرگرمیها |

زندگینامه هایده 

هایده پس از کمال الملک / ارد شرکا / مرتضی ممیز / ابوالحسن خان صدیقی / هوشنگ سیحون / مسعود کیمیای / مهدی اخوان ثالث / صادق هدایت / بهروز وثوقی / کاوه گلستان / حسن شماعی زاده / محمد رضا شجریان / یدالله کابلی خوانساری /داریوش اقبالی/علی حاتمی / داریوش مهرجویی / اردشیر محصص / پرویز پرستویی / محسن دولو / صمد بهرنگی / هوشنگ گلشیری

در ردیف ۲۲ برگزید گان بزرگترین نظرسنجی جامع ، تاریخ هنر ایران قرار گرفته است در این نظر سنجی بیش از 5000 هزار نفر از عموم مردم ایران شرکت کرده اند و نتایج آن بشکل آنلاین بر صفحه هات اینترنتی قرار گرفته و بجز 8 نفر از زُبده ترین وبلاگ نویسان کشور حداقل 65 وبلاگ نویس دیگر بر کل انجام نظر سنجی و  شمارش صحیح آرا نظارت کامل نموده اند.و اما مطالبی در مورد این هنرمند برجسته :

 

نام : سکینه دده بالا

نام هنری : هایده

تاریخ تولد : 1321

محل تولد : کرمانشاه

تاریخ وفات : 1368

محل وفات : آمریکا

محل دفن : آمریکا

 

هایده در سال 1321 هجری شمسی در یکی از روستاهای کرمانشاه بدنیا آمد.

وی کارش را در رادیو با برنامه گلهای رنگارنگ آغاز کرد و از همان اوایل نام خود را در شناسنامه موسیقی ایران به ثبت رسانید.

هایده به گفته بسیاری دارای یکی از بهترین صداهای تاریخ موسیقی ایران بود.

زنده یاد هایده در 7 شهریور 1357 مانند بسیاری از هنرمندان دیگر وطن را به قصد لندن ترک کرد و پس از مدتی به آمریکا رفت و کار هنری خویش را در آنجا ادامه داد..............تا اینکه در سی دی سال 1368 با اینکه هنوز بیش از 47 بهار از عمرش نگذشته بود در آمریکا بر اثر سکته قلبی دیده از جهان فرو بست و دوستداران خویش را در غم و اندوه فرو برد.

پیکر هایده در مراسمی باشکوه و با حضور هنرمندان زیادی در آمریکا به خاک سپرده شد.

 

بانو هایده درمصاحبه ای که حدود سه چهار سال قبل از درگذشتش با او انجام شده بود تلخ ترین خاطره اش را چنین بیان میکند:

 

از زبان خود هایده:

تلخ ترین خاطره من اینه که آهنگی از جهانبخش پازوکی به من پیشنهاد شده بود بخونم که ترجیع بند آن اینه: من خودم رفتنی ام

من بشدت به پازوکی پافشاری میکردم که من این آهنگ رو نمیخونم

نمیدونم چرا دلشوره عجیبی داشتم چون میخواستم به مسافرت اروپا بیایم و فکر حادثه ای مرا تعقیب میکرد.فکر میکردم شاید بیماری ای تصادفی چیزی باعث شود که من برنگردم به ایران و هیچ وقت فکر نمیکردم همچین حادثه ای اتفاق بیافتد و من تا امروز یعنی 6 سال نتوانم وطنم را ببینم.

به هر صورت با ناراحتی خیلی شدید رفتم روی صحنه و اونو اجرا کردم.

7 شهریور ایران را به قصد لندن ترک کردم و نمیتونم براتون توجیح کنم که حالت من در اون ساعت و اون لحظه چه بود.

ولی امیدی است که مرا نگه میدارد که باز بتوانم ایرانم را ببینم وبه آغوش هموطنانم برگردم.

 

در سال های پس از انقلاب، میان 1360 و 1368 و شاید به سبب ترانه های غمیادانه (نوستالژیک) وطنی که می خواند، روز به روز بر شمار طرفدارانش در بیرون از ایران افزوده می شد، هر چند که در خود ایران نامش حتی از فهرست کتاب های مرجع زدوده شده بود.

از همین روی برای یافتن زندگینامه دقیق او سر در هر منبع موسیقائی فرو بردیم که در این سال های اخیر تعدادشان نیز زیاد شده است. چیز دندان گیری نصیب مان نشد. مثلا زاد روزش و زندگی پیش از خوانندگی اش را در این منابع نیافتیم، ولی در همه آن ها به "تحقیر" و تکرار آمده که نام اصلی اش "سکینه دده بالا" بوده است. گویی نام می تواند تعیین کننده کیفیت صدای او بشود!

هایده از سال 1345 فراگیری موسیقی و آوازخوانی را نزد موسیقیدان معروف علی تجویدی آغاز کرد. تجویدی در میان آهنگسازان ایرانی، معروف شده است به "کاشف صداهای ناب"! البته صدا ها راکشف کرده، پرورش داده، معرفی کرده، ولی چند صباحی نگذشته که آن ها را از دست داده است. یا خودشان به راه دیگر، غالبا راه کاباره، رفته اند و یا "رنود" آنها را از او به غنیمت گرفته اند. هایده به گمان از آخرین کشفیات درخشان تجویدی باشد. شانسی که هایده آورده، این بوده که تجویدی آهنگ تازه ای را در "مخالف سه گاه" و در پیوند با شعری برانگیزاننده از "رهی معیری" آماده اجرا داشته است. این ترانه با زیر و بالاهایی که دارد، معرف دقیقی برای صدای گسترده و پر توان هایده شده و صدای هایده نیز متقابلا ترانه "تجویدی - معیری" را تاثیر بیشتر بخشیده است.

متن این ترانه که "آزاده" نام دارد، آخرین کار موسیقائی " رهی معیری" است که در تب بیماری آن را سروده و کمتر در یک سال پس از آن، در آبان ماه سال 1347 درگذشت.

تجویدی خود در یک گفتگوی رادیویی در شرح ساخت و پرداخت "آزاده" گفته است که رهی پس از آن که نیمی از ترانه را ساخنه، بیمار شده و بر اساس حالاتی که به خاطر آن کسالت در وجودش بوده، بقیه را با سوز و حال بیشتری تمام کرده است.

ترانه نشان می دهد که رهی، در بستر مرگ به تنها چیزی که برایش باقی مانده بود، می نازیده است به آزادگی:

- "یارب چو من افتاده ای کو؟ / افتاده آزاده ای کو؟/
تا رفته از جانم برون، سودای هستی/ آزاده ام، آزاده از غوغای هستی/
گلبانگ مستی آفرین/ هم چون رهی سر دادهام من/
مرغ شباهنگم ولی/ در دام غم افتاده ام من/
خندان لب و خونین مگیر/ مانند جام بادهام/ آزاده ام من!..."

تجویدی در گفتگویی که با او داشتم گفت: "آزاده را هیچ خواننده دیگری نمی توانست چون هایده با چنین وسعت صدایی بخواند ... هایده با خواندن این ترانه و چند ترانه دیگر که من به او دادم، توانست تحولی در ترانه خوانی و آواز خوانی ایجاد کند و تاثیرات تازه ای در موسیقی سنتی به وجود بیاورد..."

راه دیگر

هایده، اگرچه در سالهای پیش از انقلاب همچنان روی صحنه ماند ولی بیشترین زمان و توان خود را در خدمت "بازار" قرار داد که بیشتر به سود و زیان می اندیشد تا به ارزشها. تجویدی که زمانی به شکوه گفته بود که هر صدائی را که کشف می کند و می پروراند، بعدها بهره اش را به کاباره می برد. در عین حال گناه این انحراف را پیش از آن که بر گردن خواننده ها بگذارد، از چشم جامعه می بیند:

"جامعه بود که این ها را به سوی کاباره می کشانید... من در شوراهای موسیقی می گفتم که حقوق این ها را زیاد کنید تا احتیاج به رفتن به کاباره نداشته باشند... ولی نکردند این کار را... حقوق بسیار کمی مثلا 500 تومان به خواننده می دادند، در حالی که همین خواننده وقتی به کاباره می رفت شبی ده هزار تومان می گرفت... گناهی نداشتند... زندگی غیر از این را اجازه نمی داد..."

 

هایده، پس از آزاده، چند ترانه دیگر نیز از تجویدی خواند و بعد سر و کارش به کاباره افتاد، از او جدا شد و به موسیقی به اصطلاح "مردمی"، نزدیکتر شد. محمد حیدری، جهانبخش پارزکی، صادق نوجوکی و انوشیروان روحانی آهنگسازان دیگری بودند که صدای رسای هایده را در اجرای ترانه های خود به کار گرفتند. همان قدر که این ها در راه "مردمی" شدن به هایده یاری رسانیدند، او نیز با صدای پر جاذبه خود سبب سکه شدن کار آن ها شد!

 صدای هایده و برخی از ترانه های "غمیادانه" او در سال های غربت، تسکینی در خور برای مهاجران و تبعیدیان دلشکسته بوده است...

مهاجرت به "شهر فرشتگان" (لس آنجلس) پس از انقلاب کار را دیگر یکسره کرد. مهاجران مخاطب موسیقی آن قدر خسته و شکسته بودند که دیگر به ارزشها نمی اندیشند و تنها "تفریح و سرگرمی" می خواستند. سرمایه نیز در جایی به کار می افتاد که مخاطب انبوه داشته باشد. بر بستری چنین تنیده از "تفریح و تجارت" موسیقی معروف به "لس آنجلسی" به دنیا آمد و بیشتر خوانندگان مهاجر از جمله هایده را نیز به خدمت خود درآورد.

این حرف، بدان معنا نیست که در ترانه های غربتی هایده هیچ گوشه با ارزش دلنوازی وجود ندارد. در وهله اول باید به جنس صدای ناب و کمیاب او اندیشید که در همه بازمانده هایش یکسان مانده است، در این دنیای "بی صدائی" و "بد صدائی" خود، نفس ارزش است!

هایده در این هشت نه سالی که در مهاجرت به سر برد، دست کم توانست بخواند. اگر در ایران مانده بود سرنوشتی بهتر از "پریسا" و "هنگامه اخوان" پیدا نمی کرد که هنوز که هنوز است نمی توانند، آزادانه - و برای همگان - بخوانند، با آن که به دامنشان، پیرایه ابتذال نبسته اند!

صدای هایده و برخی از ترانه های "غمیادانه" او در سال های غربت، تسکینی در خور برای مهاجران و تبعیدیان دلشکسته بوده است.

هایده، سر انجام، در سال 1368 در شهر سانفرانسیسکو، به سکته قلبی درگذشت و در گورستان "وست وود" لس آنجلس به خاک سپرده شد.

 نقل از بی بی سی

مصاحبه با آقای مهدی ذکایی سردبیر مجله جوانان در امریکا در رابطه با هایده

"خانم هایده ابتدا اومده بود لندن. مدتی بعد از انقلاب اونجا زندگی کرد و کار کرد و بعد اومد آمریکا و اینجا فعالیتش رو شروع کرد. هایده شبی که در سانفرانسیسکو روی صحنه بود درگذشت. بعد از کنسرت بلافاصله دچار حمله قلبی شد و فردای آن روز در گذشت. من فکر کنم اون موقعی که این اتفاق براش افتاد هایده در بهترین موقعیت خوانندگی بود و هیچ کس در برابرش نبود."

" و اون موقع یادمه که تمام آلبوم ها وآهنگاش گل کرده بود و روی صحنه هم موفق بود. هایده وقتی فوت کرد که در اوج بود. وقتی که رفت ، مردم خیلی خیلی متاثر شدن. براش با شکوه ترین مراسم خاکسپاری و هفت و یادبود رو برگزار کردن که در تمام سالهای اخیر چنین مراسمی برای کسی انجام نشد و جای هایده همیشه خالیه وصدا وآهنگاش همیشه موندنیه."

 


"چهل "

"هایده وقتی فوت کرد چهل و هفت سالش بود. ما ملاقاتهایی زیادی باهم داشتیم . روحیه خیلی خیلی خوبی داشت."

"ماجرای عجیب آخرین مصاحبه هایده"

مهدی ذکائی : آخرین مصاحبه هایده درست یک هفته قبل از مرگش بود. یک هفته بعد که مجله در اومد دقیقاٌ یک روز بعد از مرگش بود. یکی ازعجیب ترین اتفاقاتی که قبل از مرگ هایده افتاد این بود که آقای حسام ابریشمی که نقاش معروفی در آمریکا است. یک طراحی برای روی جلد مجله در کنار عکس هایده انجام دادن که چشم هایده کاملاٌ روی این طرح خیره شده بود و درمورد با اون سوال می کرد

"بعداً فهمیدم که این طرح در امریکای جنوبی سمبل مرگه و تقریباً به شکل یک دلقک در حال رقصه. خاطراتی که از آخرین مصاحبه با هایده در ذهن دارم اینه که از کسانی گلایه می کرد که خیلی اذیتش کرده بودن. خیلی از شایعاتی که مطبوعات براش ساخته بودن دل آزرده بود.
ولی گفت که دوباره روی پاهام می ایستم و می خوام از نو شروع کنم و بسیار فعالتر از قبل باشم و کارهام رو گسترش بدم.

مطلبی بود ازمهدی | لینک این مطلب | مرتبط با: |

چند حدیث از امام علی علیه السلام 

چند تا حدیث جالب براتون میگذارم که در رابطه با مسائل زناشوئی است و فکر میکنم تا حالا نشنیده باشید:

کسیکه چشمش را آزاد بگذارد قلبش را به رنج می افکند و کسیکه پی در پی نگاه کند حسرتهای ابدی خواهد داشت ( امام علی  علیه السلام )

قانون اسلام درباره ات ( انحراف جنسی ) میگوید : یا باید با شمشیر گردنت زده شود یا دست و پایت را ببندند و از بالای کوهی مرتفع به پائین بیافکنند و یا با آتش بسوزانندت .   امام علی (ع )  { قابل توجه هنرمندان تلویزیون ! }

از ازدواج با زن احمق بپرهیز زیرا ادامه زندگی با او بلاست و فرزندش هم بی نتیجه خواهد بود. امام علی (ع)

اگر خواستگاری آمد که دین و اخلاقش مورد پسند شما بود او را بپذیرید و اگر چنین نکنید فساد بزرگی آشکار گردد. امام علی (ع )

مطلبی بود ازمهدی | لینک این مطلب | مرتبط با: |